loading...

مشاوره خانواده

رابطه ورزش و كودكان بيش فعال

عليرضا جهانبخت بازدید : ۱۱ آذر ۱۳۹۶ نظرات (0)

كودك بيش فعال و ورزش     

چرا ورزش براي كودك بيش فعال ضروري است؟  

 

همانطور كه مي دانيد يكي از نشانه هاي بيش فعالي در كودك بي قراري است. اگر تا به حال با يك كودك بيش فعال مواجه شده باشيد، حتما متوجه شده ايد كه نمي توانند چند دقيقه سرجايشان بنشينند و دائما توي صندلي شان وول مي خورند    .

طبيعي است كه ورزش كردن راهي براي آزاد كردن اين انرژي هاي نهفته در كودك است و در كنار دارو و رفتار درماني مي تواند به بهبود وضعيت فرزندتان كمك كند علاوه بر اين ورزش كردن كودكان بيش فعال باعث بهبود عدم توجه، تكانش گري و مهارت هاي اجتماعي اين بچه ها خواهد شد    .

كدام ورزش ها براي كودكان بيش فعال توسط كارشناسان توصيه مي شود؟

دوچرخه سواري، شنا و فوتبال جزو ورزش هايي هستند كه متخصصان براي كودكان بيش فعال توصيه مي كنند.

چه ميزان ورزش براي كودك بيش فعال مناسب است؟
۶۰ دقيقه ورزش متوسط تا شديد در تمام روزهاي هفته. جالب است بدانيد كه حتي خارج شدن از خانه و گذراندن چند دقيقه وقت در فضاي باز هم مي تواند كودك بيش فعال را آرام كند. بر اساس مطالعه اي كه به تازگي انجام شده، پياده روي آرام كودكان بيش فعال حتي به مدت بيست دقيقه باعث مي شود كه بتوانند بهتر و بيشتر تمركز داشته باشند و مراقبت از كودك را آسانتر مي كند.

 تاثير ورزش بر مغز كودك بيش فعال 

 

ورزش و فعاليت بدني فقط به تقويت ماهيچه ها كمك نمي كند، بلكه مغز كودك را نيز ورزيده مي كند. وقتي بچه ها ورزش مي كنند مغزشان شروع به ترشح تركيبات شيميايي مي كند كه با آنها انتقال دهنده عصبي گفته مي شود. از جمله اين انتقال دهنده ها مي توان به دوپامين اشاره كرد كه نقش مهمي در افزايش تمركز كودك بيش فعال دارد.
داروهايي كه براي درمان بيش فعالي كودك تجويز مي شود هم دقيقا همين تاثير را داشته و باعث افزايش انتقال دهنده هاي عصبي مي گردند. پس طبيعي است كه با ورزش كردن مي شود علائم بيش فعالي را در كودك كاهش داد يا مهار كرد. خبر خوب ديگر هم اينكه با ورزش كردن مي شود عملكرد و تاثير دارو را بر كودك بيش فعال تقويت كنيد.
محققان معتقدند كه ورزش و فعاليت بدني به چند شيوه مختلف بر مغز كودك بيش فعال اثر مي گذارند:
۱- به نظر مي رسد جريان خوني كه به بخش هاي دخيل در فكر كردن، برنامه ريزي، كنترل هيجانات و رفتار مغز كودك بيش فعال مي رسد، به اندازه كافي نيست، در حاليكه ورزش كردن مي تواند جريان خون به اين بخش هاي مغز را بهبود دهد.
۲- ورزش كردن عروق خوني مغز را تقويت مي كند و در نتيجه باعث بهبود قدرت فكر كردن در كودك بيش فعال مي شود.
۳- ورزش كردن فعاليت بخش هايي از مغز را كه مسئول فكر و تمركز هستند، بهبود مي بخشد.

در پاسخ به اين سوال كه آيا بيش فعالي درماني هم دارد،مي توان توضيح دادكه كودك بيش فعال را حتما بايد به يك روانشناس برد تا حركات اصلاحي را به او آموزش دهد. اينگونه كودكان نياز به توجه و تشويق بيشتري دارند. ما به والدين ياد مي دهيم كه هر وقت كودك بيش فعالشان رفتار آرام و خوبي انجام داد، به او جايزه و پاداش بدهند و كودك را به سمت رفتارهاي آرام و باطمأنينه سوق بدهند. برخلاف تصور برخي از والدين و يا توصيه اطرافيان هرگز نبايد كودكان مبتلا به بيش فعالي را به سمت ورزش هاي خشن و رزمي مثل كاراته و بوكس هدايت كرد.
وي در ادامه افزود:«كنترل بيش از حد كودك بيش فعال، طولاني شدن و عميق تر شدن روند اين بيماري را به دنبال دارد. به همين علت است كه ما به خانواده ها توصيه مي كنيم وقتي كودك بيش فعالي  دارند و فضاي خانه شان هم اجازه نمي دهد كه كودك به اندازه كافي فعاليت داشته باشد، او را بيشتر به پارك و فضاهاي طبيعي ببرند. اين گونه كودكان را بايد به طور منظم به باشگاه هاي ورزشي برد تا بتوانند در روز چند ساعت ورزش كنند و انرژي آنها  تخليه شود.

 

چند نكته كليدي براي تشويق كودكان به ورزش 
 

علاوه بر كاهش علائم بيش فعالي، كودكان از حضور در برنامه هاي روتين ورزشي و انجام فعاليت بدني منفعت هاي ديگري هم مي برند چون ورزش در موارد زير نيز موثر است:
كنترل وزن و پيشگيري از چاقي
نگهداشتن چربي و قند خون در محدوده طبيعي
افزايش اعتماد به نفس و عزت نفس

كودكان خلاق

عليرضا جهانبخت بازدید : ۹ آذر ۱۳۹۶ نظرات (0)

پرورش كودك خلاق

خانواده يكي از عوامل بسيار مهم در رشد و پرورش خلاقيت كودكان محسوب مي گردد كه نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي كودكان دارد. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند    .

ايجاد سوال در ذهن كودك

براي ايجاد سؤالات تازه در ذهن كودكتان، او را راهنمايي كنيد. آموزش به كودك بايد طوري باشد كه او را به طرف پرسشهاي تازه هدايت كند. معلم بايد هنگام جواب دادن به سؤالات كودك، او را به سمت مهارتهاي جديد سوق دهد و از به كار بردن كلماتي مانند بله، خير، هرگز و امثال آن دوري كند. اين نوع جوابها نمي تواند ارتباط كاملي بين سؤالات كودك و معلومات قبلي او برقرار كند    .

نظرخواهي از كودك 

والدين و مربيان، نه تنها بايد درباره امور مربوط به كودك، بلكه درباره امور خانه و مدرسه نيز از او نظر خواهي كنند و عقايد او را مانند عقايد بزرگسالان در حضور خود، به بحث و گفتگو بگذارند     .

احترام به عقايد كودك

به عقايد جديد و تازه كودكتان احترام بگذاريد. كودكاني كه به نوعي خلاقيت آنها برانگيخته شده، روابط و مفاهيم را درك مي كنند. لذا والدين و مربيان آنها ممكن است به آنها توجه نداشته باشند و حتي گاهي او عقايد خود را چنان مطرح كند كه بزرگسالان قادر به ارزشيابي و جايگزيني آنها نباشند. تشويق كودكان به ابرازعقايد جديد، مي تواند در رشد خلاقيت آنها موثر واقع شود     .

آماده سازي فضاي خانه 

محيط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادي وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي كنيد كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازي هاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد  . خيال پردازيهاي كودكان را سرزنش نكنيد زيرا خلاقيت او را محدود مي سازيد.

حضور در مكان هاي عمومي

از مكان هاي جديد ديدن كنيد  همراه با كودك به نمايشگاهها و موزه هاي مختلف و طبيعت زيبا برويد، اجازه دهيد او از نزديك مكان هاي گوناگون را شناسايي كند .

مراقبت و دخالت بيش از حد ممنوع

از مراقبتها و دخالتهاي بيش از حد در زندگي كودكان اجتناب كنيد. يكي از ويژگيهاي انسان خلاق اين است كه تواناييش را خودش به كارمي اندازد . وظيفه والدين و مربيان اين است كه اين قابليت را در او زنده نگاه دارند و به كودكان اجازه دهند بعضي اوقات مطابق سليقه خود اشياء را كشف كنند. مراقبتها و دخالتهاي زياد از حد بزرگسالان در زندگي و رفتارهاي كودكان، قابليت يادگيري مبتكرانه آنها را تضعيف مي كند .

درخواست همكاري از كودك

از كودكان بخواهيد كه اشياء و امور نيمه تمام را تكميل كنند؛ از كودكان تقاضا كنيد تا جملات نا تمام و داستانهاي نا كامل، تصاوير و نقاشي هاي نيمه تمام و حتي اشياء ناقص را كامل نمايند. براي او اسباب بازي هايي بخريد كه خودش بتواند آنها را به يكديگر متصل كند و با آنها مدلهاي مختلف خلق كند .

توسعه تحمل عقايد

تحمل عقايد تازه را توسعه دهيد . مربيان بايد عقايد تازه افراد خلاق را حمايت و بچه ها را تشويق به اين عمل كنند .

لمس اشيا

اجازه دهيد اشيا را از نزديك لمس كنند. علاوه بر مشاهده اشيا لازم است كودك آنها را لمس كند زيرا مشاهده شيء به تنهايي كنجكاوي كودك را ارضا نمي كند. كودكاني كه از لمس كردن اشيا محروم مي شوند توانايي لازم جهت كشف و اختراع را از دست مي دهند. مشاهده همراه با لمس اشيا، آنها را در بازي هاي خيالي، اختراعات و پاسخ گويي به آزمونهاي خلاقيت ياري مي دهد. به كودكان اجازه دهيد وسايل بي خطر خانه را لمس كند. خصوصا كودكان بيرون كشيدن وسايل آشپزخانه از داخل كابينتها و بازي با كاسه و قابلمه و بشقابها را بسيار دوست دارند .

اعطاي آزادي

زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهيد و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد كنيد.

پرورش حس كنجكاوي

حس كنجكاوي در كودكان را پرورش دهيد. براي اين امر، هيچ چيز مثل پاسخهاي صحيح و مناسب به پرسشهاي او موثر نيست. سؤال، در واقع انعكاس از ذهن تشنه اي است كه مي خواهد با دريافت جواب از فردي كه بهتر از او مي داند خود را سيراب كند، اگر چه احتياج، بايد فوراً برآورده شود اما كمي مكث بين سؤال و جواب، غالباً مي تواند افكار و ايده اي مفيد جهت مباحثه و گفت‌و‌گو به بار آورد .

تغيير گاه و بيگاه مسير خانه

كودك را هميشه از يك مسير خاص به خانه نبريد. زماني كه با او بيرون مي رويد، هنگام برگشتن به خانه به او توضيح دهيد كه  مي خواهيد از يك راه جديد به خانه برويد. او از اين طريق در مي يابد براي رسيدن به يك هدف راه هاي مختلفي وجود دارد .

سوال پرسيدن هاي مداوم

در مورد كاربردهاي مختلف يك وسيله خاص از كودكان سؤال كنيد. كاربرد ابزارها و وسايل مختلفي كه را در خانه داريد، براي كودك شرح دهيد و از او بپرسيد: به نظر تو اين وسيله چه كاربردهاي ديگري مي تواند داشته باشد. به اين طريق شما ذهن كودك را مستعد مي كنيد.

آزمايش منظم عقايد

چگونگي آزمايش منظم عقايد را ياد بدهيم. يكي از هدفهاي كاملا پذيرفته شده تربيتي اين است كه به بچه ها آزمون واقعيتها را آموزش دهيم تا تصوير واقعي از دنيايي كه در آن زندگي مي كنند بدست آورند .

ويژگي هاي كودكان خلاق

اغلب اوقات اگر كمي وقت و حوصله كنيم متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان، تماشاي آنها به هنگام بازي است. خلاقيت عامل مهم بازي است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال با مواد و اسباب بازيهايش سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك از وسايل بازي خود موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه از وسيله اي به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند.
كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال مختلف و گاه حيرت انگيز استفاده مي كند.ممكن است يك جعبه خالي براي كودك خلاق ارزشي به مراتب بيش از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. كودكان خلاق مي توانند با توجه به موقعيت و مكان خاص بازي را تغيير دهند، بازيهاي جديد ابداع كنند، مقررات خاصي وضع كنند، رهبري بازي را در دست گرفته و با سازمان بندي منسجم په به صورت فردي و چه به صورت گروهي بازي كنند.
بازي اين گونه افراد از تنوع و گوناگوني آكنده بوده و مي توانند با توجه به علايق خود و بازي كنان هدفهاي بازي را اعمال كنند. در مقابل كودكاني كه از خلاقيت بي بهره بوده و يا خلاقيت كمي دارند در بازي ها نقش پيرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعايت كامل مقررات بازي مي دانند، تخطي از قوانين را جايز نشمرده و بازي را بيشتر به عنوان وظيفه و كار تلقي مي كنند تا وسيله اي براي رشد، بنابراين سهم آنها از لذت بازي كمتر از كودكان خلاق است.
 كودكان خلاق اغلب با آب و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا و به تفضيل سخن گفتن مي تواند نشانه قدرت خيال و تصور زياد باشد.
 شور و نشاط و مشغوليت هاي شديد جسماني دارند.
با دقت به اشيا و پيرامون خود مي نگرند.
 اشتياق به صحبت كردن درباره كشفيات با ديگران دارند
0)

طلاق با كودكان شما چه مي كند: 

بسياري از والدين نگران اثرات منفي طلاق بر روي كودكان خود هستند و برخي از آنها به همين خاطر از طلاق صر ف نظر مي كنند. اهميت زيادي دارد كه والدين از ميزان تأثيرات طلاق بر روي كودكان درك روشني داشته باشند تا بتوانند از تأثيرات منفي آن بكاهند .

 اين نكات را نبايد از ياد ببريد:

۱) تأثيرات طلاق بر روي كودكان تأثيرات بالقوه اي هستند.

 ۲) اين تأثيرات در گروه هاي مختلف سني كودكان متفاوت است.

 ۳) ميزان اين تأثيرات به عوامل زيادي بستگي دارد كه تقريبا تمام آنها در كنترل شما هستند.

 طلاق چه تاثيري بر روي كودكان مي گذارد؟

احساس ناامني و هراس از آينده:

طلاق غالبا احساس امنيت كودكان را كاهش داده و آنها را نسبت به آينده نگران مي كند. به عنوان مثال: «آيا ما فقير مي شويم؟»، «آيا به حد كافي غذا خواهيم داشت؟» «آيا بايد به يك مدرسه جديد برويم؟»، «آيا مي توانم دوستانم را ببينم؟»

 ترس از ترك شدن :

پس ازطلاق كودك متوجه مي شود كه يكي از والدين ديگر در خانه نيست واز اين مي ترسد كه ديگري نيز «ناپديد» شود و او را تنها بگذارد.

طردشدگي :

كودكان طلاق ممكن است احساس طرد شدگي كنند. يادمان باشد كودكان خود را در مركز جهان مي دانند و بنابراين هر اتفاقي كه روي دهد به نحوي به آنها مربوط مي شود.

 احساس گناه :

كودكان ممكن است به اين نتيجه برسند كه در طلاق والدين مقصر هستند و به خاطر حرفي كه زده اند يا كاري كه انجام داده اند اين اتفاق روي داده است و بنابراين احساس گناه و شرمندگي مي كنند. حتي نوجوانان پرخاشگر نيز ممكن است به اين باور برسند كه رفتار آنها در طلاق والدين نقش داشته است.

 ناتواني :

كودكاني كه خود را در اختلاف ميان والدين مسئول مي دانند فكر مي كنند مي توانند به اوضاع سروسامان بدهند و سعي مي كنند «بچه بهتري» باشند. آنها تصور مي كنند مي توانند كاري انجام دهند كه والدين مجدداً در كنار يكديگر زندگي كنند. وقتي اين اتفاق نمي افتد و نقشه هاي كودكان با شكست مواجه مي شود آنها احساس ناتواني و نااميدي مي كنند.

بلاتكليفي :

مخرب ترين تأثير طلاق بر روي كودكان زماني روي مي دهد كه والدين در حضور آنها به تحقير يكديگر مي پردازند. دراين مواقع كودكان احساس مي كنند كه بايد جانب يكي از والدين را بگيرند و اين كار براي آنها بسيار دشوار است.

از سوي ديگر كودكان تصور مي كنند اگر از هيچكدام از والدين پشتيباني نكنند ازسوي هردو رانده مي شوند. كودكان در واقع در شرايط بغرنجي قرار مي گيرند كه درآن دوست داشتن پدر و مادر «كار اشتباهي»است!

 اندوه :

كودكان طلاق به شدت احساس اندوه و استيصال مي كنند و اعتقاد دارند كه ديگر عضوي از يك خانواده نيستند. در واقع احساس كودكان طلاق مشابه احساس كودكاني است كه والدين خود را بر اثر بيماري يا تصادف از دست داده اند ولي به اندازه آنها مورد حمايت قرار نمي گيرند و ممكن است به شدت دچار افسردگي شوند.

اضطراب :

كودكان طلاق ممكن است احساس اضطراب كنند و خود را تحت فشار ببينند. به عنوان مثال احتمال دارد آنها وظايف بيشتري را در خانه برعهده بگيرند. در ضمن ممكن است يكي از والدين يا هر دو آنها از كودكان به عنوان مشاور استفاده كنند. در اين مواقع كودكان كه احساس مي كنند بزرگ شده اند و دوست دارند كمك كنند اضطراب خود را پنهان مي نمايند.

تنهايي :

كودكان طلاق ممكن است احساس تنهايي كنند و دل شان براي والديني كه از آنها جدا شده اند تنگ شود. معمولا والديني كه در كنار كودكان مي مانند آنقدر گرفتار مشكلات خود هستند كه به فرزندشان نمي رسند.

 احتمال دارد طلاق بر روي رابطه كودكان با همسالانشان نيز تأثير بگذارد و كودكان در جاهاي ديگر به دنبال آرامش بگردند و يا طرد شوند.

خشم :

خشم احساسي متداول درميان كودكان طلاق است كه در اثر عدم درك يا پذيرش اين مسئله روي مي دهد. كودكان گاهي خشم خود را نشان نمي دهند. خشم كودكان زماني رواج پيدا مي كند كه دلايل طلاق روشن نباشد. در اين مواقع كودكان به خاطر آنچه از نظر آنها «غيرضروري» است از والدين خود مي رنجند.

 افسردگي :

افسردگي از تأثيرات مستقيم طلاق محسوب مي شود و در واقع يك تأثير ثانوي است كه به دنبال اندوه، احساس تنهايي و طردشدگي به وجود مي آيد. افسردگي نشانه آن است كه كودكان حمايت كافي براي رويارويي با مسئله طلاق دريافت نكرده اند.

چه بايد كرد؟

اول از همه توجه داشته باشيد كه اين تأثيرات تا چه حد ناشي از طرز تفكر فرزند شما در مورد خودش، والدين و طلاق مي باشد. به همين دليل شما بايد با كودكان در مورد طلاق حرف بزنيد و از ميزان تأثيرات منفي آن بكاهيد.

درضمن شما بايد مراقب رفتارتان باشيد و احساسات منفي خود را نسبت به همسرتان بروز ندهيد.

 و سخن آخر اينكه فراموش نكنيد براي فرزندتان وقت كافي بگذاريد.

اختلال يادگيري كودكان

عليرضا جهانبخت بازدید : ۷ آذر ۱۳۹۶ نظرات (0)

اختلال يادگيري

كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري، معمولا از لحاظ هوشي مشكلي ندارند، اما به دليل نقص در راه هاي پردازش اطلاعات در مغزشان، عملكرد ذهني پاييني را نشان مي دهند. به زبان ساده مي توان گفت ناتواني يادگيري از تفاوت در مسيرهاي عصبي و ارتباط آنها در مغز ناشي مي شود. ناتواني يادگيري مشكلاتي هستند كه بر توانايي مغزي در دريافت، پردازش و ذخيره اطلاعات تاثير مي گذارد. اين مشكلات باعث مي شود يك دانش آموز بسيار كندتر از فردي كه اين مشكل را ندارد، مطالب را ياد بگيرد    .
دانش آموز مبتلا به اختلال يادگيري ممكن است به صورت كلي در حوزه هاي خواندن، يادگيري رياضي و نوشتن ديكته و به صورت جزئي تر در شناسايي كلمه، ادراك خواندن، حساب كردن، استدلال كردن، هجي كردن و يا كلمه بندي در نوشتن دچار مشكل باشد    .
اختلالات يادگيري ممكن است با حالت هاي مختلف اختلال بيش فعالي همراه با نقص توجه و اختلالات رفتاري نيز همراه شود  .

علل اختلالات يادگيري

ثابت شده است كه علل بروز ناتواني هاي يادگيري نسبتا مبهم است. برخي از مشكلات كنوني درباره مفهوم ناتواني هاي يادگيري، بازتابي است از ناتواني ما در اشاره دقيق به علل بروز ناتواني هاي يادگيري كه شاهدش هستيم؛ اما تجربه درمانگران به ما ثابت مي كند كه ناتواني هاي يادگيري، مفهومي «چندرشته اي» است و پيوند ميان كارشناسان رشته هاي گوناگون در اين امر بايد برقرار باشد.

 

عوامل محيطي

 

عوامل محيطي بسياري وجود دارد كه مي تواند به پيچيدگي ناتواني هاي يادگيري بيفزايد و حتي شايد سبب ساز آن باشد. تغذيه مناسب و سالم كودك از جمله اين عوامل است.

سرماخوردگي مزمن، مشكلات تنفسي، آلرژي ها و همچنين سقوط، آسيب ديديگي مغزي و يا ضربه واردشده به سر در دوره اي كه كودك در حال رشد است مي تواند موثر باشد.

عوامل فيزيولوژيكي

بسياري از متخصصان بر اين باورند كه علل اساسي ناتواني هاي يادگيري، آسيب ديدگي مغزي شديد يا جزئي و صدمه هاي واردشده به دستگاه عصبي و مركزي است.

 

عوامل ژنتيكي

 

شواهدي در دست است كه نشان مي دهد ناتواني هاي يادگيري احتمالا در برخي خانواده ها بيش از ديگران ديده مي شود. درواقع عوامل ژنتيكي در شمار وسيعي از ناتواني هاي يادگيري نقش دارد.

 

عوامل بيوشيميايي

 

اختلال هاي گوناگون متابوليكي در حكم عواملي هستند كه موجب ناتواني هاي يادگيري مي شوند؛ مثل هايپوگليسمي و كم كاري.

 

عوامل هنگام و بعد از تولد

 

 اتفاقات حين زايمان كه به آسيب ديدن جنين انجامد؛ مثل سيانوزه شدن كودك و يا بيماري هاي شديدي كه در روزهاي اوليه زندگي بعد از تولد است، مثل زردي هاي شديد مي تواند در ابتلاي كودك به ناتواني يادگيري موثر باشد.
تاخير رشد

ديده نشدن نشانه هاي رشد جسمي و شناختي مطابق با سن كودك، نشانه اي است براي بروز اختلالات يادگيري در سال هاي آينده. مشكلات برخي از كودكان مبتلا به ناتواني يادگيري ممكن است از تاخير رشد در برخي اجزاي دستگاه عصبي مركزي سرچشمه گرفته باشد كه اين گونه كودكان پس از بزرگ تر شدن بر اين مشكلات غلبه مي كنند.

عوامل آموزشي 

تدريس ناكافي و ناصحيح به كودكان

عدم فراگيري معلم از مهارت هاي لازم براي تدريس درس هاي پايه در مدارس

توقعات بيش از اندازه بالا يا بسيار پايين معلمان

برنامه ريزي و طرح برنامه آموزشي ضعيف

نداشتن فعاليت هاي برانگيزند

تدريس عملي نادرست

جاي خالي آموزش مهارت هاي اجتماعي، يادگيري و حركتي و جسمي و نپرداختن به يادگيري هاي زبان شفاهي

5 جمله اي كه نبايد هنگام جر و بحث گفت

عليرضا جهانبخت بازدید : ۴ آذر ۱۳۹۶ نظرات (0)

 

۱- ” تو ديوونه شدي “
به جاي اينكه به شدت واكنش نشان دهيد بايد متوجه شويد كه اين فرد دقيقا چه چيزي مي خواهد بگويد.
در برابر تمايلتان به رد كردن او مقاومت كنيد
مثال: وقتي در مدرسه هستيد و همكلاسيتان مي گويد: وقتي درس مي خوانم خيلي حواسم را پرت مي كني. اخر ترك تحصيل مي كنم .
نگوييد: جايي كه زندگي مي كنم تلوزيون هم نمي توانم تماشا كنم؟؟؟؟ باهاش كنار بيا.
بگوييد: ميدانم كه بعضي وقت ها سر و صدا مي كنم. با اينكه نمي توانم عادت فيلم ديدنم را قطع كنم اما تمام تلاشم را خواهم كرد كه صدايش را كم كنم تا اذيت نشوي. از مشاور روانشناس نيز ميتوان كمك گرفت

چرا اين شيوه كار مي كند: به چيزي كه در حرف هاي طرف مقابل واقعي و منطقي است دقت كنيد چون مي توانيد با استفاده از آنها خلع سلاحش كنيد، و او نيز حس مي كند كه درك شده و آرام مي شود. او قوت قلب مي گيرد كه حداقل يك نفر پيدا شده تا حرفش را قبول كند.

۲- ” هميشه نا اميدم مي كني “
همدلي بهترين واكنشي است كه مي توان به كسي كه احساس خطر كرده نشان داد.
مثال: دوستتان به گردشي كه همراه با همكارتان ترتيب داده بوديد نمي آيد.
نگوييد: هميشه نا اميدم مي كني! حتي در تربيت فرزند .
بگوييد: نيامدنت امروز ناراحتم كرد، چون واقعا دوست داشتم ببينمت. ناراحتم چون از قبل فكر مي كردم اين اتفاق بيفتد. فقط چون سرت شلوغ بود نيامدي يا علت ديگري باعث شد تصميمت عوض شود؟ شايد بهتر باشد درباره اين موضوع بيشتر صحبت كنيم تا هر دو متوجه شويم چه چيزي برايمان بهتر است.

چرا اين شيوه كار مي كند: وقتي به واقعيت يك دوست يا شريك زندگي اذعان مي كنيد، خطوط رابطه را باز گذاشته ايد، اين كار كمك مي كند بتوانيد گفتگويي سازنده براي رفع مشكل داشته باشيد.

۳- ” واي دوباره اين … “
اينكه چگونه يك چيز را بيان مي كنيد شايد از پايان دادن به چيزي كه مي خواستيد بگوييد بسيار مهمتر باشد. استفاده از مشاور روانشناس .

مثال: براي پرخاشگري زوجين .شخصي كه برايتان اهميت دارد، شكايت مي كند كه به اندازه كافي به او توجه نمي كنيد. او مي گويد: من فكر مي كنم براي دوستان و كارهايت اهميت بيشتري قائل هستي. 
نگوييد: ( خيلي كوتاه ) واقعا؟ چه جالب! ( با كمي تندي در صدا ) خب چه كاري از دستم برمياد؟

بگوييد: ( آرام و مصلحانه ) واقعا همچين چيزي هست؟ ( سپس به چشم هاي او نگاه كنيد و دست خود را روي شانه اش بگذاريد ) چه كاري از دستم بر مي آيد؟

چرا اين شيوه كار مي كند: لحن صدا و حركات هرچه گرمتر باشد ( بعلاوه ارتباط چشمي )مي توان بهتر ارتباط برقرار كرد: منظورت را فهميدم، به خاطر تو اينجا هستم. همين جمله بدون لحن و حركات صميمي مي تواند طور ديگري برداشت شود.

۴- ” من مي رم “
بيرون زدن درست زماني كه دوست يا همسرتان در يك سقوط عاطفي قرار دارد، نوعي از زير كار در رفتن است. اين كار نشان مي دهد براي شخص مقابل آنقدر اهميت قائل نيستيد كه حتي دركش كنيد.

مثال: يكي از اعضاي خانواده مرتبا تكرار مي كند چقدر تحت فشار است و شكايت مي كند كه هيچكس به او كمك نكرده.
اين كار را نكنيد: چشم بالا مي اندازيد، آه مي كشيد، در را محكم باز مي كنيد و هنگام خارج شدن محكم بهم مي كوبيد.

اين كار را بكنيد: يك نفس عميق بكشيد، به چشم هاي او نگاه كنيد و بگوييد من واقعا مي خواهم كمك كنم، اما چند لحظه بايد خود را آرام كنم، چند دقيقه مثلا ۵ يا ۱۰ دقيقه هر دو استراحت كنيم و سپس با هم حلش مي كنيم.

چرا اين شيوه كار مي كند: وقتي از كسي خسته مي شويم، سعي مي كنيم تا جاي ممكن خود را از او دور كنيم، و يا هنگام صحبت سعي مي كنيم با او ارتباط چشمي برقرار نكنيم. گاهي [Forwarded from Moein] نيز ممكن است با عمل اين كار را نشان دهيم، اين واكنش بدن است. پس در چنين مواقعي مواظب زبان بدن خود باشيد چون برخي حركات مي تواند باعث از هم گسيختن رابطه بين دو فرد شود.

۵- كافيه!
تسليم نشويد. اگر تمام تلاشي كه براي آرام كردن ديگران انجام داديد برعكس جواب داده هنوز تمام اميدها از دست نرفته.

براي دوباره باز كردن بحث، بگوييد: ببخشيد كه جواب هايم نا خوشايند بود. واقعا قصدم اين نبود درست نظر تو را درك نكرده بودم، اما بعد از اينكه كمي فكر كردم متوجه حرفت شدم، و بهتر فهميدم كه چرا چنين حسي داري. فرض كن من مشاور تو هستم .

همين كه آن فرد آرامتر شد، مي توانيد درباره نگراني هاي خود و علت اينكه چرا اين بحث پيش آمده بيشتر صحبت كنيد.

سخن پاياني
گفتن جملاتي مانند ” آروم بگير ” ” كم ننه من غريبم بازي كن ” يا ” اينقدر غر غر نكن ” جوابي معكوس دارد و اصلا نمي تواند به هدفي كه داريد نزديكتان كند. 
به جاي چنين جواب هايي براي داشتن زندكگي هيجان انگيز ، درد طرف مقابل را درك كنيد، تا جايي كه مي توانيد از انتقاد به او خودداري كنيد، و با او همدلي كنيد.
اما از همه چيز مهمتر، به خاطر تسكين دادن فرد ديگر احساسات خود را فرو ندهيد. اگر حس مي كنيد شما هم نياز به شنيده شدن داريد، زماني را پيدا كنيد كه دوست يا همسرتان بيشتر آماده است و مي تواند حرفتان را گوش دهد.

استفاده از مشاوره تلفني با روانشناسان متخصص  نيز ميتواند كمك بهينه اي كند .مشاوران روانشناسي داراي تجربه فراوان براي راهنمايي شما دارند

كودك و انجام تكاليف

عليرضا جهانبخت بازدید : ۴ آذر ۱۳۹۶ نظرات (1)

اگر فرزندتان تكاليفش را به درستي انجام نمي دهد..

هر كودكي ممكن است تفاوتهايي در راه انجام تكاليف خود داشته باشد. قبل از چند توصيه و مشاوره كه مي بايست والدين در اين مورد بدانند:

۱- عدم انجام تكليف مدرسه را شخصي نگيريد
وقتي كودكان تكاليفشان را انجام نمي دهند برخي والدين آن را شخصي تلقي كرده و به شدت عصباني و ناراحت مي شوند،در حالي كه اصلا چنين نيست .كودك مايل نيست اين كار را بكند و براي آن دلايل مختلفي دارد نه اين كه از شما خوشش نمي آيد يا با شما لج بازي مي كند؛
لجبازي حاصل كشمكش هاي زياد و طولاني والدين در اثر شيوه تربيتي نادرست و در تعامل والدين با كودك بوجود مي آيد.بنابراين والديني كه معتقد به لجبازي فرزندشان هستند به سابقه ارتباط خود با فرزندتان حتي قبل از سنين مدرسه نگاه كنند.

۲-مدت زمان لازم براي انجام تكاليف توسط فرزندتان را بشناسيد

مهمترين مطلبي كه والدين بايد بدانند مدت زمان مفيدي است كه براي انجام تكاليف لازم است. اين زمان براي سنين مختلف و بسته به شرايط دانش آموز متفاوت است. والدين هم بايد شرايط سني كودك را در نظر داشته باشند بطوري كه كودكان و دانش آموزان پايه‌هاي ابتدايي را مدت زمان زيادي وادار به انجام  اتكاليف نكنند و هم شرايط ديگر مربوط به دانش آموز را.ايجاد كرد. از مشاوره تلفني نيز ميتوان جهت بهبود روند انجام تكاليف مشاوره روانشناسي در يافت كرد .

صاحبنظران تعليم و تربيت مدت زمات لازم براي انجام تكاليف را براي بچه‌هاي كودكستان تا پايه دوم ابتدايي 10 تا 20 دقيقه در هر روز و براي پايه‌هاي بعدي دوره ابتدايي 30 تا 60 دقيقه پيشنهاد كرده‌اند. بنابراين والدين نبايد جهت يادگيري بهتر دانش آموز و با اين تصور كه هر چه زمان بيشتري صرف مطالعه دانش آموز شود يادگيري او نيز بيشتر خواهد شد مدت زيادي كودك خود را وادار به درس خواندن كنند. مسلما كودك در اين مدت زمان اضافي به كارهاي ديگري مثل خيالبافي‌هاي ذهني مشغول مي‌شود.

۳-به روش انجام تكاليف توسط فرزندتان دقت كنيد

اينكه روش خاصي را به آنها القا كنيد يا بخواهيد آنها را كمك و راهنمايي كنيد به روش آنها توجه كنيد. ببينيد در چه مدت زمان بدون كمك شما مي‌تواند تكاليفش را انجام دهد؟ چه اشكالاتي دارد؟ آيا خيالبافي در حين انجام تكاليف دارد؟ آيا مرتبا جاي خود را عوض مي‌كند؟ آيا در حين انجام تكاليف به كارهاي ديگري هم مي‌پردازد؟ يا اينكه حواس او به انجام تكاليفش است؟ پاسخ به اين سوالها به شما كمك مي‌كند..واليدن مي توانند از مشاور روانشناس كودك آموزش بگيرند .


۴-كودك را تشويق زباني كنيد.


نمي توان كودك را وادار به انجام تكاليف مدرسه كرد اما از آن جايي كه نوشتن تكاليف ضروري است والدين با آگاهي و صبر كردن مي توانند اين را از كودك خود بخواهند.آنها مي توانند با تمجيدهاي كلامي به او براي انجام اين كار انگيزه كافي بدهند.
چقدر كلمات را خوب روي خط نوشتي
-حالا ديگه مي توني حروف را به اندزه مناسبش بنويسي، آفرين.
-خوشحال مي شم مي بينم كه تكليفتو مرتب و تميز مي نويسي.


۵- به كودك امكان انتخاب بدهيد


بهتر است كودك بداند بعد از آمدن از مدرسه چه بكند . اگر مايل است اول تلويزيون ببينيد و بعد به تكاليف خود بپردازد اين را تعيين كنيد و با هم به توافق برسيد يا اين كه بهتر است بداند كه از او انتظار داريد بعد از يك چرت كوتاه بايد شروع به انجام تكاليفش كند. سعي كنيد انجام اولين تكليف مدرسه را براي يك كودك كلاس اولي به يك خاطره خوب و جذاب و با نشاط تبديل كنيد
وقتي به بچه ها امكان انتخاب داده مي شود، بهتر عمل مي كنند ، چرا كه احساس مي كنندكنترل بيشتري بر زندگي خود دارند. بهتر است انتخاب هاي محدود به فرزند خود پيشنهاد كنيد. او در معرض انتخاب بين انجام و عدم انجام تكليف مدرسه نيست ولي مي تواند در مورد زمان آن دست به انتخاب بزند:
اول بازي بعد تكليف مدرسه
يا تكليف مدرسه بعد خوردن خوراكي و تماشاي تلويزيون. به تدريج كودك مي فهمد هدف انجام كار است  نه اين كه كاري به زور بر او تحميل شود.ميتوانيد با كمك روانشناس كودك نيز بهره وري هوشي كودك خود را بالا ببريد .

حل مشكل تنبلي كودكان

عليرضا جهانبخت بازدید : ۴ آذر ۱۳۹۶ نظرات (0)

تنبلي در كودكان

 

چگونه تنبلي را از كودك بگيريم؟

براي حل مشكل تنبلي و اصلاح اين رفتار در كودك، توجه به نكات كاربردي زير مي‌تواند سودمند باشد:

با احترام انجام كاري را از كودك خود بخواهيد. درخواست مؤدبانه را همه قبول مي‌كنند و در مقابل، برخورد تند باعث لجبازي كودكان مي‌شود.

بركارهاي كودك نظارت كنيد. كاري را كه از كودكتان خواسته‌ايد، به قدري دنبال كنيد تا آن را انجام دهد. عدم نظارت والدين باعث تنبلي و كوتاهي كودك در انجام وظايفش مي‌گردد. همچنين بايد آن را تا آخر پيگيري كنيد تا انجام دهد و گرنه اگر وسط كار او را به حال خود رها كنيد و او دستور شما را انجام ندهد، سهل انگاري را خواهد آموخت.

انتظارات خود را از كودك تنظيم كنيد. انتظار شما از كودكتان بايد براساس توانمندي و سن كودك باشد نه بيشتر. اگر تكليفي بيشتر از توان كودك از او انتظار داشته باشيد، به احتمال زياد نخواهد توانست آن را انجام دهد؛ در نتيجه به دنبال راهي براي فرار مي‌گردد و يكي از دم‌دستي‌ترين راه‌ها، دروغ گفتن است.

طوري شرايط را تنظيم كنيد تا كودك از كارش لذت ببرد. كاري كه باعث رنج و عذاب باشد، كسي علاقه به انجام آن دارد و كودكان هم از اين قانون با شدت بيشتري پيروي مي‌كنند.

كودك را "پادو" قرار ندهيد. دقت كنيد كه به كودك زياد دستور ندهيد. بطوري كه نقش او به يك "پادو" مبدل شود و شما را يك فرد منطقي و منصف نداند.

كمك به ديگران را از همان خردسالي يادش بدهيد. خردسالان علاقه به كمك به والدين را دارند. والدين مي‌توانند از اين علاقه و استعداد به نحو مطلوب بهره برداري كنند. از ابتداي خردسالي به كودك وظايفي در حد توان او محول كنيد. مثلا يك خردسال مي‌تواند لباس، اسباب بازي، قند و چيزهاي ديگر را از زمين جمع‌آوري كند.

براي دستور دادن از جملات ساده و قابل فهم كودك استفاده كنيد. همچنين با يادآوري، از فراموش نكردن آن كار از سوي كودك اطمينان حاصل كنيد.

هرگز در برخورد با اهمال كاري كودك عصباني نشويد. عصباني شدن نشان دهنده شكست شماست و در اينصورت كودك خود را ملزم به انجام دستورات نمي‌بيند. كافي است با حالتي جدي و مصمم آن را يادآوري كنيد و نيازي به عصبانيت يا سركوفت نمي‌باشد.

هنگامي كه كودك شما در برخي از امور خوب عمل مي‌كند، از كارش تعريف كنيد تا در بقيه زمينه‌ها نيز بهبود يابد.

در صورتي كه راهكارهاي ديگر كارساز نبود، محروميت كودك از برخي امتيازات؛ مثل بازي كردن، پول توجيبي و اسباب بازي، مي‌تواند به اصلاح رفتار تنبلي كودك، كمك كند.

والدين مي توانند از مشاوران متخصص روانشناس كودك براي بهينه كردن روش هاي تربيتي كودك از طريق مشاوره حضوري و مشاوره غير حضوري مانند مشاوره تلفني استفاده كنند .

 

تربيت كودك پيش دبستاني

عليرضا جهانبخت بازدید : ۴ آذر ۱۳۹۶ نظرات (0)

نكاتي در زمينه رفتار با كودكان پيش دبستاني و اول ابتدايي


جدا شدن از آغوش گرم مادر و پدر و آغاز زندگي مستقل و ورود به جامعه اي بزرگتر از خانه ، براي اكثر بچه ها سخت و دشوار است و همراه با دلهره و ترس و اضطراب است ، اما چاره اي نيست. راهي است كه بايد همه آن را طي كنند. البته براي پدر و مادر هم سخت است. بايد فرزندشان را در مدرسه بگذارند و تنها به خانه بازگردند. شش تا هفت سال لحظه به لحظه با هم بودن و وابستگي ، اكنون دور شدن از يكديگر، آن هم به مدت سه تا چهار ساعت در روز….

ما آيا مي توانيم به خاطر اين احساسات فرزندمان را به مدرسه نبريم ؟ امكان ندارد.

بايد با اين وابستگي ها مبارزه كرد اما چگونه ؟ اگر مي خواهيد پاسخ سؤالتان را بيابيد اين مقاله را با دقت مطالعه كنيد.

اصولاً بچه هايي وابستگي شديد به پدر و مادر و خانه شان دارند كه در دوران قبل از مدرسه از پدر و مادر لحظه اي جدا نشده باشند . يعني پا به مهد كودك و كودكستان نگذاشته باشند. معمولاً اين بچه ها به هنگام مدرسه رفتن مشكل دارند، اما بچه هايي كه از قبل ، به دليل شاغل بودن مادر و يا دلايل ديگر نيمي از اوقات خود را در مهد كودك ها گذرانده باشند به راحتي روز اول مدرسه را مي پذيرند و از والدينشان جدا مي شوند. پس مي توان نتيجه گرفت كه مهد كودك مي تواند مفيد باشد. در حالي كه بسياري از والدين از گذاشتن فرزندشان در مهد كودك ها واهمه دارند و مي ترسند.

بچه ها با رفتن به مهد كودك سريع تر طعم استقلال را مي چشند و اصولاً اين بچه ها اعتماد به نفس بيشتري دارند. بهترين سن براي ورود به مهد كودك سه تا چهار سالگي است. اگرچه يك مادر شاغل مجبور است فرزندش را زودتر به مهد كودك بفرستد.

حال اگر شما كودكي داريد كه هرگز به مهد كودك نرفته و رفتن به مدرسه اش نيز نزديك است به شما پيشنهاد مي كنيم براي اين كه او و شما  به راحتي مدرسه را بپذيرد و خاطره اي خوش براي خود و شما به وجود آورد اين چند نكته را به خاطر بسپاريد :

1)      به هنگام ثبت نام ، فرزندتان را با خود به همراه ببريد، تا او با محيط مدرسه آشنا شود. حتي در
صورت امكان كلاس او را نشان دهيد. اجازه دهيد دقيقه اي بر روي صندلي و نيمكت بنشيند. خوشبختانه در ايران يك روز قبل از آغاز مدارس "روز شكوفه ها" نام دارد. يعني بچه هاي پيش دبستاني و كلاس اولي ها به مدرسه مي روند و با مدير و معلم و مدرسه آشنا مي شوند و صف بندي در حياط را ياد مي گيرند و همكلاسي هاي خود را مي شناسند.

2)      از مدرسه خودتان و خاطرات خوبتان براي او تعريف كنيد. حتي اگر خاطره اي خوب هم از مدرسه نداريد ، در برابر فرزندتان ابراز نكنيد و هميشه از مدرسه تعريف و تمجيد كنيد. روز اول مدرسه رفتنتان را حتي اگر به ياد هم نمي آوريد با خاطره اي خوش از مدرسه براي كودك دلبندتان توصيف كنيد. به هر صورت هيچ گاه فرزندتان را از محيط مدرسه و معلم و ناظم و مدير نترسانيد. آنان را افرادي دوست داشتني و مهربان جلوه دهيد. هيچ گاه از تنبيه بدني در مدرسه حتي اگر به سرتان آمده براي فرزندتان حرفي نزنيد. به طور كلي او را آماده مدرسه كنيد و تصويري زيبا و دوست داشتني از مدرسه ، معلم و ناظم در ذهن او تداعي كنيد.

3)     استقلال و متكي بودن به خود را در او زنده كنيد.

4)     داستان هايي براي فرزندتان بخوانيد كه مضمون آن رفتن به مدرسه و موفق شدن باشد.

5)     روز اول حتماً به همراه فرزندتان به مدرسه برويد. او را تنها رها نكنيد. با ملايمت رفتار كنيد. در صورت امكان با روپوش مدرسه از او عكس بگيريد. او را تشويق به مدرسه رفتن كنيد. شايد لحظات اول و روزهاي اول بي تابي كند اما با صبر و حوصله رفتار كنيد.

6)       شب او را زود بخوابانيد . صبحانه اي كه دوست دارد به او بدهيد و سپس او را به مدرسه بفرستيد.

7)     اگر خودتان نيز نگران دوري فرزندتان هستيد و دست كمي از او نداريد ، هيچ گاه در برابرش ابراز نكنيد بلكه به او بفهمانيد از مدرسه رفتن فرزندتان خوشحال هستيد. حتي از اين كه او آن قدر بزرگ شده كه به مدرسه برود افتخار مي كنيد.

8)     در نهايت از معلم و مشاور مدرسه مي توانيد كمك بگيريد. مطمئن باشيد مدرسه ، محيطي امن و سالم براي فرزندتان است و معلمان و ديگر اعضاي مدرسه با آغوشي باز فرزندتان را مي پذيرند و آنها را به مدرسه عادت مي دهند. پس با خيالي آسوده فرزندتان را به مدرسه بفرستيد . خدا به همراهش باشد.

والدين مي توانند از مشاوران متخصص روانشناس كودك براي بهينه كردن روش هاي تربيتي كودك از طريق مشاوره حضوري و مشاوره غير حضوري مانند مشاوره تلفني استفاده كنند .

روش هاي صحيح تنبيه كودكان

عليرضا جهانبخت بازدید : ۴ آذر ۱۳۹۶ نظرات (0)

تنبيه درست كودكان با چهار روش علمي :

قبل از اينكه بخواهيم در مورد راه‌هاي تنبيه كودكان صحبت كنيم بهتر است به اين نكته مهم اشاره كنم كه هدف از تنبيه كودك چيست؟
والدين بايد اين سوال را از خود بپرسند و به اين فكر كنند كه آيا اصلاح رفتار نادرست كودك هدف آنهاست يا تنبيه صرفا وسيله‌اي است كه براي فرو نشاندن خشم از آن استفاده مي‌كنند.
گاهي ما كودك را به خاطر اينكه كار اشتباهي كرده تنبيه مي‌كنيم به عنوان مثال دوستش را كتك زده، وسيله‌اي را شكسته و كارهايي مشابه آن. اما گاهي نه به خاطر كار بدي كه انجام داده بلكه چون حرف ما را گوش نمي‌دهد، عصباني مي‌شويم و سر كودك داد مي‌زنيم يا او را تنبيه مي‌كنيم و بديهي است كه اين كار درست نيست. هدف از تنبيه بايد آگاه كردن كودك از كار زشتي كه انجام داده و اصلاح رفتار او باشد، نه چيز ديگري.

نكته ديگري كه بايد به آن توجه كرد اين است كه آيا كودك ما دركي از تنبيه دارد؟ كودكان گاهي هيچ دركي از تنبيه ندارند و نمي‌دانند چرا والدين اين رفتار را با آنها كرده‌اند. تنبيه زماني مي‌تواند به نتيجه مثبتي در تربيت كودك منجر شود كه با روش درست اعمال شود چون در غير اين صورت مي‌تواند باعث آسيب رواني در كودك باشد. بنابراين در ابتدا بايد از خود بپرسيد كه آيا شما حد و مرزها را براي كودك مشخص كرده‌ايد و او مي‌داند كه چه كاري درست و انجام چه رفتاري اشتباه است؟
حالا كه به اين پرسش‌ها پاسخ داديم، نياز به چند روش درست تنبيهي براي اصلاح رفتار كودك داريم كه در اينجا به 4 مورد از آنها اشاره مي‌كنيم؛
1. از كلام استفاده كنيد ، روبه‌روي كودك بنشينيد و مستقيم در چشم‌هاي او نگاه كنيد. داد نزنيد، بلكه با صدايي جدي و محكم به او بگوييد كاري را كه انجام داده است، دوست نداشتيد. حتما به كار زشت كودك اشاره كنيد نه اينكه خود او را مورد سرزنش و توهين قرار دهيد.


2. بسيار مهم است كه در تنبيه كودكان به كودك ابراز علاقه هم بكنيد تا كودك بداند اين رفتارنادرست باعث نشده كه محبت شما به او كم شود. به عنوان مثال با حالت جدي و ناراحت به كودك خود بگوييد: «با اينكه خيلي دوستت دارم ولي اين كارت رو دوست ندارم، تو خيلي بچه خوبي هستي ولي اين كاري كه كردي اصلا خوب نيست.» وقتي در حالت تنبيه اين جملات را به كار مي‌بريم به كودك مي‌گوييم كه ما مشكلي با او نداريم و هميشه در هر شرايطي دوستش داريم ولي به خاطر كار اشتباهش ناراحتيم و بهتر است كودك بداند به خاطر چه موضوعي تنيبه شده.


3. سعي كنيد اينقدر رابطه عاطفي عميق با كودك داشته باشيد كه لحن سرد و رسمي شما براي كودك‌تان از هر تنبيهي بدتر باشد. والديني كه با كودكان‌شان بسيار رابطه صميمي دارند وقتي مي‌خواهند كودك را متوجه رفتار اشتباه‌شان كنند لحن كلام‌شان را سرد و رسمي مي‌كنند. مثلا اگر شما هميشه كودك‌تان را با عناويني مثل پسرم، علي جان، علي آقا و... خطاب كنيد وقتي خيلي رسمي مي‌گوييد علي، كودك متوجه مي‌شود كه مادر از دست او ناراحت است كه از پيشوند يا پسوند استفاده نكرده.


4. از سكوت تربيتي استفاده كنيد. سكوت تربيتي بايد متناسب سن كودك انتخاب شود و بيشتر از حد و زمان تحمل او نباشد. معمولا براي اين كار يك جاي مشخص را در نظر مي‌گيرند كه كودك را براي دقايقي در آنجا قرار مي‌دهند و بعد از توضيح دليل اينكه چرا آنجاست، او را مدت معيني در اين مكان نگه مي‌دارند. تعيين زمان را به ازاي سن كودك در نظر مي‌گيريم، يك كودك 4ساله 4دقيقه بايد در محل مشخص شده بماند، مثلا روي صندلي بنشيند و اگر آن مكان را قبل از تمام شدن زمان در نظر گرفته شده ترك كرد، دوباره او را به سرجايش برگردانيد. گاهي اين عدد را با اضافه كردن عدد يك به سن كودك نيز مي‌توان انتخاب كرد. مثلا براي كودك 5ساله، 5+1 يعني 6دقيقه؛ ولي اين زمان را بيشتر از اين طولاني نكنيد

والدين مي توانند از مشاوران متخصص روانشناس كودك براي بهينه كردن روش هاي تربيتي كودك از طريق مشاوره حضوري و مشاوره غير حضوري مانند مشاوره تلفني استفاده كنند .

چگونه كودك شاد داشته باشيم

عليرضا جهانبخت بازدید : ۴ آذر ۱۳۹۶ نظرات (0)

فرزند شاد

 

قبل از اين كه فرزندانمان را تربيت كنيم ابتدا بايد خودمان را پرورش دهيم و سپس آن را به فرزندان خودمان انتقال دهيم . دقت داشته باشيد كه آموزش رفتاري بيش ترين تأثير را بر روي فرزندانمان خواهد گذاشت تا آموزش هاي گفتاري . كودك عملكرد ما در زندگي را بهتر فرا مي گيرد تا اين كه بخواهيم با زبان به او توضيح دهيم .

كودكان ما آن چه را مي بينند انجام مي دهند بدون اين كه بدانند آن رفتار درست است يا نه . بنابراين آن چه كه محرز است اين است كه بچه هاي شاد و خوش بين صرف نظر از ساختار ژنتيكي شان از خانواده هاي شاد حاصل گشته اند . زيرا تحقيقات نشان داده است ژن ها انعطاف پذير مي باشند و مي توانند نسبت به محيط به صورت فعال يا غير فعال در بيايند بنابراين نحوه بينش و رفتار والدين مي تواند اين گرايش را مهار سازد .

اگر مي خواهيد كه كودكاني با حس خوب داشته باشيد اولين قدم اين است كه حس خوب را در كودكان خودتان به وجود آوريد و آن ها را تحسين كنيد و هر چند وقت يك بار آن ها را تأييد كنيد . البته تأييد بايد معطوف به تلاش كودك باشد نه به نتيجه ي كار او . با اين تأييد باور در كودك تان را رشد خواهيد داد . با اين كارتان به او نشان خواهيد داد كه نتيجه تمرين و تلاش هميشه مثبت است و با اين كار مي تواند به اهدافش دست يابد و آن چه كه داراي اهميت است پشتكار او در كارهايش مي باشد نه استعدادش .

والدين هميشه بايد هوشيار باشند تا زماني كه كودك شان نياز به تأييد دارد به سادگي از اين لحظات نگذرند و فرصت ها را دريابند . زيرا اين گونه مواقع بسيار حساس مي باشد . براي مثال بعضي مواقع انجام دادن مسئوليت هايي هر چند ناچيز به كودك داده مي شود درست است كه شايد ساده و كوچك به نظر برسد اما زماني كه با تحسين و تشويق والدين همراه گردد به كودك حس خوب و خوشايندي خواهد داد .

يكي از موارد ديگر كه بسيار حائز اهميت دارد محبت كردن بي حد و اندازه والدين به كودك مي باشد . يكي از بهترين راه هاي تأمين سلامت عاطفي پايدار فرزندان ، دريافت نمودن عشق بي پايان و بدون مرز از سمت پدر و مادر مي باشد با اين كار كودك براي هميشه در مقابل افسردگي واكسينه خواهد شد . البته اين محبت قلبي بايد به گونه اي ابراز شود كه كودك آن را به طور كامل درك كند و بفهمد . زماني كه والدين كودك را در آغوش مي كشند او را مي بوسند و نوازش مي كنند و در صورتي كه اين اعمال به صورت مستمر انجام گيرد سلامت رواني كودك تضمين خواهد شد .

چگونه كودك مان را تنبيه كنيم ؟

تصور والدين اين است كه احساس مي كنند فرزندان شان هميشه مي دانند كه آن ها او را دوست دارند و گاهي در درگيري هايي كه بين مان پيش مي آيد احساس مي كنيم كه تأثيري بر روي نخواهد گذاشت در صورتي كه اين گونه نيست . دقت داشته باشيد واژه هايي كه ما در هنگام عصبانيت آن ها را به كار مي بريم بيش ترين اثر را در ذهن فرزندانمان خواهد گذاشت . براي مثال واژه هايي هم چون چه قدر بي ادبي ، چه قدر شيطوني ، از دستت خسته شدم ، ديگه بچه من نيستي ، ديگه دوست ندارم و … اين كلمات در ذهن كودك باقي خواهد ماند و كودك آن ها را باور خواهد كرد .

سعي كنيد فرصت هايي را فراهم كنيد و با فرزندان تان به تنهايي به پارك يا فضاي سبزي برويد و يا با او به خريد برويد . اين گونه موقعيت ها هم براي كودك لذت بخش خواهد بود و هم اين كه كودك تجربه هاي شيريني را به دست خواهد آورد كه براي او بسيار آموزنده مي باشد . تا جايي كه امكان دارد نظر كودك تان را جويا شويد اين گونه لحظات مي تواند حس خوبي را در كودك شما به وجود آورد حتي اگر به قصد تفريح نباشد .

موضوع ديگري كه حائز اهميت است و مي توان به آن اشاره كرد اين است كه احساس امنيت در كودك مي تواند در ايجاد حس نشاط و آرامش وي بسيار تأثير بگذارد . اگر والدين روابط عاشقانه اي داشته باشند و رابطه ي عاطفي شان محكم باشد فضايي كه كودك در آن قرار دارد امن است . او درك خواهد كرد كه پدر و مادرش به دليل دوست داشتن هم ديگر به يك ديگر احترام مي گذارند و اين براي كودك بسيار ارزش مند مي باشد .

والدين مي توانند از مشاوران متخصص روانشناس كودك براي بهينه كردن روش هاي تربيتي كودك از طريق مشاوره حضوري و مشاوره غير حضوري مانند مشاوره تلفني استفاده كنند .

 

صفحه اصلی
۱
۲
۳
تبلیغات
درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
پسورد :
پیوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
آمار سایت
  • امروز : 6
  • دیروز : 12
  • افراد آنلاین : 1
  • همه : 4024